۱۴۰۵.۰۴.۰۷

مشاور علمی و هنری موسسه فرهنگی‌هنری «نام» گفت: نگاه تک‌بعدی به هنر آسیب‌زاست؛ ما به نگاهی جامع‌نگر نیاز داریم که در آن «تولید»، «پژوهش» و «آموزش» و «نمایش» و ارائۀ آثار، جدا از هم کار نکنند.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، چندی پیش، مصطفی گودرزی طی حکمی از سوی مدیرعامل موسسه فرهنگی‌هنری «نام»، به عنوان «مشاور علمی و هنری» این موسسه و مراکز هنری مرتبط با آن، شامل مرکز هنرهای تجسمی، خانه عکاسان ایران و مرکز معماری اسلامی منصوب شد. همین امر، بهانه‌ای شد تا با این هنرمند پیشکسوت، گفت‌وگویی با محوریت فعالیت‌های گذشته و برنامه‌های آینده ایشان داشته باشیم.

شما نزدیک به نیم قرن در خط مقدم خلق آثار هنری، پژوهش و تدریس بوده‌اید. این تجربه زیسته و چندوجهی، چگونه در جایگاه جدیدتان به عنوان «مشاور علمی و هنری» به یاری حوزه هنری خواهد آمد و مسیر سیاست‌گذاری‌های راهبردی را هموار خواهد کرد؟

خوشبختانه یا شاید به تعبیری شوربختانه نسل ما از همان آغازین روزهای تکوین هنر انقلاب، ناگزیر از حضور فعال در چند جبهه متمایز اما هم‌افزا بود. ما نسلی بودیم که نمی‌توانستیم تنها به خلوت کارگاه‌های شخصی و خلق اثر اکتفا کنیم؛ نیاز زمانه و ضرورت‌های دوران دفاع مقدس و پس از آن، ما را هم‌زمان به قلمرو تحقیق و تئوری‌پردازی، تدریس در دانشگاه‌ها و حتی پذیرش مسئولیت‌های اجرایی و مدیریت‌های فرهنگی کشاند.

از این رو، در طول نزدیک به پنج دهه فعالیت، به لطف الهی این فرصت دست داد تا در کنار کار خلاقانه در حوزه‌ هنرهای تجسمی، به عنوان معلم در دانشگاه خدمت کنم، در حوزه پژوهش (به‌ویژه در دانشگاه تهران، فرهنگستان هنر و حوزه هنری) قلم بزنم، در انتشار مجلات و کتب تخصصی سهیم باشم و در برنامه‌ریزی‌های کلان فرهنگی مشارکت کنم. حضور در این مجامع و تلمذ در محضر استادان طراز اول، اندوخته‌ای به من بخشیده است که متعلق به شخص من نیست، بلکه امانتی است که باید در خدمت جریان هنر انقلاب قرار گیرد.

در جایگاه مشاور علمی و هنری، تلاش این خواهد بود که ان‌شاءالله بخشی از این تجربیات چندبعدی را به لایه‌های سیاست‌گذاری راهبردی و کاربردی حوزه هنری در قلمرو هنرهای تجسمی، معماری و هنرهای کاربردی پیشنهاد بدهم. نگاه تک‌بعدی به هنر آسیب‌زاست؛ ما به نگاهی جامع‌نگر نیاز داریم که در آن «تولید»، «پژوهش» و «آموزش» و «نمایش» و ارائۀ آثار، جدا از هم کار نکنند. هدف این است که اگر خدا بخواهد و شرایط مهیا شود، با تلفیقِ اصالت و تجربۀ پیشکسوتان با نوگرایی، انگیزه و تخصص‌های نوین‌ جوانان، پرتوان‌تر و هدفمندتر از گذشته به مقولۀ هنر متعهد دینی پرداخته شود؛ مؤلفه‌های ماندگاری و تاثیرگذاری آثار، بازتعریف گردد و جریانی نو، عمیق و متناسب با اقتضائات روزآمد جامعه شکل گیرد.

چه انگیزه و دغدغه‌ای باعث شد که در این مقطع از حیات حرفه‌ای و علمی خود، بار این مسئولیت مشورتی را به دوش بکشید و این دعوت را بپذیرید؟

حقیقت آن است که ما خودمان را فرزندان انقلاب و جریان اصیل هنر انقلاب اسلامی می‌دانیم. از این منظر، همکاری علمی و ارائه مشورت به این مجموعه را نه یک تعارف گذرا یا رابطه‌ای اداری، بلکه یک وظیفۀ چندگانه می‌بینیم؛ دِینی است دینی، ملی، علمی، هنری و البته عاطفی. رابطه من با اهالی هنر، از پیشکسوتان گران‌قدر تا جوانان پرانگیزه و حتی تک‌تک مدیران و خادمان و کارشناسان پرتلاش این مجموعه رابطه‌ای دلی و عاطفی است. هنر در ذات خود با فراز و نشیب‌های فراوان و گاه دلسردی‌ها همراه است. هنرمندان در کوران حوادث روزگار و بی‌مهری‌ها و سختی‌های کار خلاقانه، ممکن است گاهی با خستگی یا کاهش انگیزه روبرو شوند. احساس کردم حضور من در کنار این عزیزان، به عنوان برادری کوچک که خود این مسیر ناهموار را پیموده، ممکن است مایۀ دلگرمی، همدلی و تقویت انگیزه باشد؛ ان‌شاءالله که به لطف خداوند سبحان و مهربان، و حمایت عزیزان، بستر مناسب برای کار فراهم شود.

حوزه هنری از دیرباز «خانه هنر و هنرمندان انقلاب» بوده و هست. ما وظیفه داریم آن را به یاد همۀ هنرمندان پیشکسوتی که از ارکان اصلی هنر انقلاب بوده و هستند و  بخش مهمی از زندگی‌شان را در اینجا گذرانده‌اند و منشاء خدمات متعددی به فرهنگ و هنر معاصر ایران و هنر متعهد دینی بوده‌اند، زنده نگه داریم و چراغ این خانه را روشن‌تر، دیوارهایش را استوارتر و سقفش را برای پرورش و فعالیت استعدادهای تازه فراخ‌تر کنیم. بنابراین، پذیرش این مسئولیت، تلاشی است برای ادای دِین به جریانی که هویت هنری ما را شکل داده است، تا با یاری پروردگار، بستری فراهم کنیم که مدیران تصمیم‌گیر، کارشناسان مجری و هنرمندان آفرینش‌گر، همگی در یک اتمسفر همدلانه و پرنشاط، به سوی افق‌های روشن‌تر حرکت کنند.

به عنوان مشاور علمی و هنری، چه برنامه‌ها و سازوکارهای عملیاتی مشخصی برای انتقال این تجربیات به نسل جدید هنرمندان دارید؟ چگونه قرار است پیوند میان نسل پیشکسوت و نسل نوظهور برقرار شود؟

پیش از آن‌که به این فرم و ساختار جدید از همکاری و ارائه مشاوره برسیم، مدت‌ها با دوستان، مدیران و کارشناسان دلسوز حوزه هنری به گفتگو نشستیم. دغدغه‌های اصلی، ارتقاء کیفی فعالیت‌ها، بازخوانی تاریخ ۵۰ سالۀ واحدهای هنری، ایجاد فضایی مناسب برای تولید آثار ماندگار، طراحی افقی روشن برای فعالیت‌های چندوجهی آینده، توسعۀ گروه‌های تخصصی، ارتباط با هنرمندان مستقر در استان‌ها و شهرستان‌ها و مواردی دیگر، نظیر «برآمدن نسل هنرمندان جدید و جوان متخصص و علاقمند در قلمرو هنر انقلاب و همچنین موضوع گسست نسلی» در حوزه هنر بود. برای فهم هر چه بهتر این موضوع و برقراری این پیوند حیاتی میان تاریخ پربار گذشته، وضعیت پویا و پر جنب‌وجوش حاضر و جهان خاص آینده، برنامه‌ای نسبتا جامع و چندوجهی در نظر گرفته شده که ان‌شاءالله اگر بسترهای لازم و ابزار و امکانات ضروری انجام آن‌ها فراهم آید، برنامه‌هایی برای مسائل آن‌ها وجود خواهد داشت و در هر حال، بر کیفیت علمی و هنری آن‌ها تاکید خواهد شد.

در بخش تولید و خلاقیت باید اشاره کرد هدف تنها گفت‌وگو از صورت و ساختار نیست، بلکه هدایت و حمایت کیفی و محتوایی کارگاه‌های تولید آثار در رشته‌های نقاشی، گرافیک، خوشنویسی، نگارگری، عکاسی، مجسمه‌سازی، تصویرسازی و سایر هنرهای تجسمی و کاربردی است. تلاش خواهد شد تا اگر خدا بخواهد و شرایط لازم مهیا شود، با برپایی آتلیه‌های مشترک و کارگاه‌های تولیدی زیر نظر اساتید مجرب، هنرمندان جوان در حینِ «عملِ خلق هنری»، درک زیباشناختی و مفاهیم مرتبط را از پیشکسوتان بیاموزند؛ هر چند تعدادی از هنرمندان با تجربه و پیشکسوت، یا بازنشسته شده‌اند یا به رحمت خدا رفته‌‎اند. اگر خداوند سبحان بخواهد و شرایط کار فراهم شود، علاوه بر تولید آثار برای رویدادها و موضوعات روز، خصوصا در حوزه هنرهای کاربردی، تولید آثار فاخر و موزه‌ای و ماندگار، در دستور کار خواهد بود.

در بخش پژوهش‌های بنیادی و کاربردی باید گفت از ابتدای انقلاب اسلامی و شکل‌گیری حوزه هنری و ظهور هنر متعهد دینی در متن انقلاب، مباحث نظری درباره هنر به‌ ویژه هنر دینی، هنر اسلامی و هنر انقلاب، کم و بیش، مورد توجه بوده، اما به سطحی مطلوب و در طراز انقلاب اسلامی و رفع نیازهای لازم در این خصوص نرسیده است. هنر انقلاب برای ماندگاری نیاز به عقبه تئوریک و نظری قوی دارد. در هنرهای تجسمی و کاربردی و معماری، به دنبال طراحی و انجام و هدایت پژوهش‌هایی خواهیم بود که به نیازهای کاربردی امروز نیز پاسخ دهند. در این راستا، مجموعه پژوهش‌های کوتاه و بلند، نظری و بنیادی و کاربردی، سلسله «جلسات تخصصی نقد و تحلیل آثار هنری»، با همیاری و همکاری پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری، می‌تواند ان‌شاءالله طراحی و اجرا شود. این جلسات، باید تالار گفتگوی بی‌واسطه میان نسل جوان، هنرمندان و استادان و منتقدان پیشکسوت باشد تا ایده‌ها و برنامه‌ها و آثار، فارغ از تعارفات و ملاحظات، کالبدشکافی علمی شده و ارتقاء یابند.

در بخش آموزش تخصصی و دانش‌افزایی نیز باید اشاره کرد اگر خدا بخواهد و شرایط مناسب ایجاد شود، تلاش خواهد شد آموزش‌های طراحی‌شده در این قلمرو، کیفی و تاثیرگذار باشند. برنامه‌ریزی دقیقی برای برگزاری دوره‌های دانش‌افزایی با رویکرد «حکمت‌محور» انجام خواهد شد. این دوره‌ها سرفصل‌هایی محتوایی قابل‌توجهی نظیر «حکمت هنر اسلامی»، «تاریخ هنر»، «سبک‌شناسی‌های تخصصی»، «تکنیک‌های نوین هنری»، «نمادشناسی و نشانه‌شناسی در هنر دینی و انقلابی» و به‌ویژه صورت‌بندی «زبان و بیان» تاثیرگذار را پوشش خواهند داد تا هنرآموزان و هنرمندان جوان ما علاوه بر مهارت دست، از ذهن و اندیشه‌ای مسلح به مبانی هنر، دانش روز  و مباحث علمی برخوردار باشد. در هر حال، باور داریم که پیوند نسلی زمانی اتفاق می‌افتد که هنرمند جوان احساس کند تجربیات پیشکسوتان، بال پرواز اوست، نه قفسی برای محدود کردن خلاقیتش. موسسه و مرکز و واحدهای پیوسته و وابسته، به دنبال ایجاد این تعادل پویا هستند.

در بخش نمایش و ارائۀ فعالیت‌های هنری نظیر طراحی و برگزاری رویدادها، جشنواره‌ها، نمایشگاه‌ها، ورک‌شاپ‌ها، برگزاری نشست‌های تخصصی و نشر و انتشار آثار، موسسه نام و واحدها و مراکز و دفاتر وابسته و پیوسته به آن، می‌توانند ویترینِ کیفیت و اصالت باشند. این بخش خود در چند سطح قابل گفتگو و برنامه‌ریزی است، ازجمله در سطوح ملی، منطقه‌ای، کشورهای اسلامی و جهان اسلام و بین‌المللی؛ که البته هر کدام نیز چندین لایه دارند. اگر خدا بخواهد و شرایط کار مهیا باشد، طراحی برنامه‌ها و استانداردهای ارزیابی را ارتقا خواهیم داد تا این رویدادها صرفاً جنبه ثبت عملکرد نداشته باشند، بلکه به بستری پویا برای نمایش بیرونیِ خلاقیت‌های مشترک نسل نو و پیشکسوت تبدیل شوند. در این بخش، نگاه معطوف به «هنر الهی برای مردم» و بازگشت هنر به متن جامعه است؛ چرا که هنر متعهد، تنها در مواجهه با مردم و آرمان‌های آنان معنای حقیقی خود را می‌یابد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha